دارم امشب از گناهانم خجالت می کشماز گناهان فراوانم خجالت می کشمسر به زیر انداختم، از روی تو شرمنده امبازهم سر در گریبانم، خجالت می کشماشک را از من گرفته این گناه لعنتیدارم از خشکی چشمانم خجالت می کشممن زمین خوردم دوباره، باز دستم را بگیرمن از اینکه سست ایمانم خجالت می کشمپر نمی گیرم به سوی آسمانت چون شدهاین هوای نفس زندانم، خجالت می کشملطف های بی حسابت زود یادم می رودمن که قَدرت را نمی دانم خجالت می کشمباز آوردی مرا که چوب کاری ام کنیمن از اینکه باز مهمانم خجالت می کشمدارم از این حسرت کرببلا دق می کنممن که از دوری جانانم خجالت می کشماز همان بیت های سوخته...
ما را در سایت بیت های سوخته دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 181 تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 9:40